خدایا...

یادت هست وقتی می رفتی

یک پیاله عشق برام در کنج خانه گذاشتی؟

خیلی از آن زمان میگذرد ومن هر روز

از آن عشق

میپاشم بروی چشمانم

تا این روزهای بی تو بودن را نبینم

نازنینم چشمانم را فریب میدهم

نفسهایم را چه کنم؟

با هوای سرد و سخت نبودنت چگونه سر کنم؟

دیوانه ام نکن

بیا و بپاش

عشق را به قلبم

 و امید را به زندگی ام...

 

.

.

خدایا

عشق در پیاله ام ته کشیده است...

کمکم میکنی؟

خدایا

پیاله ام را بیاورم؟

پرش میکنی از مهربانی ات؟...

/ 24 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتا

وقت بخیر .....عیدت مبارک اجی گلم

حس سبز

سلام دوست من.نه خسته. اگه دوست داشتی راجع به مطلب به قلم سوگند... نظر بده.مرسی.

NIGHT

[دست][دست][دست]وبلاگ عالی داری[گل][گل]و پرمحتوا

وب توپی داری ایول به ولت.به مام سربزن[قلب]