بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو...
به امیدی که به خاک سر کوی تو رسد/ قالب خاکیم آخر به هوا خواهد رفت...

به سمتت دویدم

و خودم را سپردم به راهی

که یکبار چوب بی وفایی اش را خورده بودم...

دوست داشتم

کسی باشم

که تو بی یادش نیستی..

اما..

شاید ناخواسته

شاید هم خواسته...

دلم را شکستی و

گم شدی در جنگل اعصاب من

و انگار هنوز هم

کسی روی اعصاب من راه می رود...

دل شکستی شیرینی اش نوش جانت

چرا تکه هایش را جمع نکردی؟

چه کسی باید خرابکاری ات را جمع کند؟

سر انگشتان زخمی احساس من؟

تبر بردار...

بزن تمام درختان اعصاب مرا

از بیخ بکَن..

راهی پیدا کن و رد شو از من

دیگر توان شنیدن صدای پایت را ندارم....

[ ٢۳ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٠ ‎ق.ظ ] [ پرنده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از شانه ام پرید بر شانه ایی دیگر نشست نگرفتمش . . . . . بالش می شکست...
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
امکانات وب
RSS Feed

جوان تولز - ابزار وبلاگنویسان جوان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

جوان تولز - ابزار وبلاگنویسان جوان


دریافت كد ساعت

2 3 4 5

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ