بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو...
به امیدی که به خاک سر کوی تو رسد/ قالب خاکیم آخر به هوا خواهد رفت...

قلبم بی وقفه نام تو را فریاد میزند و

تو ولی بی وقفه دور میشوی از من...

از خاطره هامان...

از عشق...

و نمیدانم در انتهای این جاده ی بی انتها

چه چیزی تو را منتظر است

که تو

اینچنین بی تابش گشته ای و

با این سرعت

مرا پیچاندی و

دلت را سپردی به بی راهه ها...

نمیدانم..

شاید برای رسیدن به فراغ

مرا به فراق رساندی...

من اما

هنوز

دوستت دارم...

و دوست دارم چیزی را

که تو بی تابش باشی..

حتی اگر تو را از من بگیرد..

نازنینم نمان..

برو...

ولی اگر بازآمدی

 بدان

نه چشمانم سوی همیشگی را دارد

نه آغوشم گشوده است...

فراقت اینقدر سخت است

 که حتی

تو را هم از یادم می برد...

[ ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ پرنده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از شانه ام پرید بر شانه ایی دیگر نشست نگرفتمش . . . . . بالش می شکست...
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
امکانات وب
RSS Feed

جوان تولز - ابزار وبلاگنویسان جوان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

جوان تولز - ابزار وبلاگنویسان جوان


دریافت كد ساعت

2 3 4 5

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ