بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو...
به امیدی که به خاک سر کوی تو رسد/ قالب خاکیم آخر به هوا خواهد رفت...

 

در رو باز کردم. آروم آروم رفتم جلو. خسته بودم.از همه چی خسته بودم. خواب بود. نشستم کنار تخت رو صندلی. دستاشو گرفتم و سرم رو گذاشتم رو ثخث و شروع کردم به گریه کردن. یهو دیدم اونم دستمو گرفت. یواشکی اشکامو پاک کردم و سرم رو بلند کردم. گفت داری گریه می کنی؟ یه قطره اشک از چشمام افتادو گفتم نه. گفت نبینم آسمون دلت بباره ها. رو کرد طرف پنجره و به آسمون نگاه کردو گفت تو واسه خودت تو آسمون ستاره داری؟گفتم نه تو آسمون خدا نه، ولی تو آسمون دلم یه ستاره پرنور دارم، اونم تویی. تو واسم کافی هستی.با یه بغض غریب گفت میدونی از خدا چی میخوام؟ نگاهمو بهش دوختم و گفتم چی میخوای؟ گفت می خوام بعد از اینکه مردم بشم ستاره تو، تو آسمون بزرگ خدا. تا تنها نباشی. تا همیشه ببینمت. یهو یه قطره اشک روی گونه ش لغزید و گفت تو که میای کنار پنجره تا منو ببینی؟ تو که تو آسمون دنبال من میگردی؟تو که نمی زاری من تنها باشم؟ قطره های اشک تقریبا تمام صورتمو خیس کرده بودن. گفتم من تو رو میخوام. اونم روی زمین. گفتم میدونی چقدر سخته شبا تو آسمون دنبالت بگرم؟ من ستاره نمی خوام . من تو رو میخوام.....

 

 

 

 

 

 

 

حالا چند روز از اون ماجرا میگزره و من یه ستاره پر نور تو آسمون دارم. ستاره ای که فقط واسه منه. فقط به من چشمک میزنه. واسه خود خودم....

 

 

 

خدایا یعنی میشه منم یه روز ستاره شم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ ۳ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ پرنده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از شانه ام پرید بر شانه ایی دیگر نشست نگرفتمش . . . . . بالش می شکست...
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
امکانات وب
RSS Feed

جوان تولز - ابزار وبلاگنویسان جوان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

جوان تولز - ابزار وبلاگنویسان جوان


دریافت كد ساعت

2 3 4 5

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ