بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو...
به امیدی که به خاک سر کوی تو رسد/ قالب خاکیم آخر به هوا خواهد رفت...

خیلی وقت است که دیگر مال من نیستی

ومن منجمد شده ام

از سردی نگاهت

و سوز حرفهایت..

اما این روزها

دیگر یادت دلم را به جوش نمی آورد

دیگر سراب بودنت سراغی از من نمیگیرد

و دیگر صدای تپش قلبم را حس نمیکنم..

میدانی نازنین

فارغ شده ام..

بالا آوردم تمام عشقت را

و تمام خاطره ها را

و تمام یادت را

و حتی تمام امیدم را...

و بریدم هرچه کابل اتصال به قلبت را

سه فاز عشق و نگاهت دیگر در من اثر ندارد..

تمام شدی برای من...

به همین سختی!!!

[ ٢۱ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ] [ پرنده ]

یادت هست وقتی می رفتی

یک پیاله عشق برام در کنج خانه گذاشتی؟

خیلی از آن زمان میگذرد ومن هر روز

از آن عشق

میپاشم بروی چشمانم

تا این روزهای بی تو بودن را نبینم

نازنینم چشمانم را فریب میدهم

نفسهایم را چه کنم؟

با هوای سرد و سخت نبودنت چگونه سر کنم؟

دیوانه ام نکن

بیا و بپاش

عشق را به قلبم

 و امید را به زندگی ام...

 

.

.

خدایا

عشق در پیاله ام ته کشیده است...

کمکم میکنی؟

خدایا

پیاله ام را بیاورم؟

پرش میکنی از مهربانی ات؟...

[ ۱۱ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ پرنده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از شانه ام پرید بر شانه ایی دیگر نشست نگرفتمش . . . . . بالش می شکست...
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
امکانات وب
RSS Feed

جوان تولز - ابزار وبلاگنویسان جوان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

جوان تولز - ابزار وبلاگنویسان جوان


دریافت كد ساعت

2 3 4 5

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ